تفکر نیوز



طبقه بندی: تصاویر،
برچسب ها: مرگ، خدا، نزدیکتر، وصال الهی، آخرت، دنیا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط مسعود کرمانشاهی



طبقه بندی: تصاویر،
برچسب ها: آمریکا، بدبختی ها، دنیا، شهدا، انقلاب، حزب الله،
ارسال در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط مسعود کرمانشاهی
ما برای اوقات خواب خود افسوس می خوریم که چرا برای نماز شب بیدار نمی شویم، در صورتی که اوقات بیداری را به غفلت می گذرانیم!
زیرا اگر در بیداری به توجه و بندگی مشغول بودیم، توفیق بیداری شب را نیز برای تهجد و خواندن نافله ی شب و تلاوت قرآن پیدا می کردیم.

(آیت الله بهجت)




طبقه بندی: پیامی از نور،
برچسب ها: تهجد، نماز شب، آیت الله، بهجت، اوقات خواب، نافله شب،
ارسال در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط مسعود کرمانشاهی
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط مسعود کرمانشاهی
هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه ی مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنه ایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه دار که می شوید، گویا بدنتان چین می خورد و استغفار که می کنید، این چین ها باز می شود. (حاج آقا دولابی)




طبقه بندی: پیامی از نور،
برچسب ها: آیت الله بهادینی، دولابی، روضه، غصه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط مسعود کرمانشاهی
آیت الله حق شناس (اعلی الله مقامه) :

آمد گفت میخواهم شاگرد اول باشم. گفتم نمازهایت را اول وقت بخوان. نمازها را که اول وقت خواند، می‌گفت وقتی برای امتحان می‌رفتم، معلم‌ها می‌گفتند تو چه کاره ای که وقتی وارد می‌شوی، قلب ما را تسخیر می‌کنی!
دوست داریم بهترین نمره را بگیری. گفته بودند مثلا کجای شیمی را خوب بلدی؟ گفتم اینجا. از همان سؤال میکرد.

.
.
حالا رفقا، اگر دنیا را میخواهید، از پله آخرت شروع کنید تا از دنیایی که منتخب شماست، بهره‌مند شوید. و الّا بهره‌مند نخواهید شد.



طبقه بندی: پیامی از نور،
برچسب ها: نماز، اول وقت، دنیا، آیت الله حق شناس، شیمی، شاگرد اول، حاجت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1391 توسط مسعود کرمانشاهی
در كتاب‌خانه‌ای‌ مشغول مطالعه بود كه از یك خانم مسیحی خوشش آمد! خوشش آمد كه نه! یك دل نه صد دل عاشقش شده بود و گیر كرده بود چگونه مسلمانش كند!... شیطنت كرد و مسلمان بودنش را لو نداد و كمی تا قسمتی! طرح دوستی ریخت...!!! سر حرف را باز كرد و آن‌قدر 



ادامه مطلب
برچسب ها: دی جی، شیعه، انقلاب ایران، امام خمینی، شفا گرفتن، عاشق شدن،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 18 اسفند 1390 توسط مسعود کرمانشاهی
می گفت رفتیم عیادت مادر شهید منصوری، گفت به من گفته بودند شوهرت یک کم روشن فکره، خیلی کارها را اجازه نمی داد بکنم. اما این بچه از کودکی حتی اهل ماز شب شد.
موقع جنگ که شد تشویقش کردم برود جبهه، شوهرم خیلی مخالف بود، اما بالاخره رفت. نامه هایی که از جبهه بین ما رد و بدل می شد نامه های لیلی و مجنون بود. پسرم دلش می خواست مثل حضرت ابوالفضل شهید شود. 
موقعی که آوردندنش هر چه اصرار کردم نگذاشتند ببینمش. نگذاشتند گفتم سرش را حدال یک بار ببوسم گفتند سر ندارد، گفتم دستش را ببوسم گفتند دست هم ندارد، پاهایش هم قطع شده، بلاخره راضی شان کردم که خودم در قبر ذارمش. جنازه را که نشانم دادند سجده کردم و خدا را شکر کردم که خواسته اش محقق شده. 
آمدم که خانه، شوهرم گفت، بچه ام را که فرستادی رفت، خودت هم باید از خانه ام برومی. وسایلم را جمع کردم که بروم، گفت حالا صبحب رو، بهش گفتم نه دیگر تو با این حرفی که زدی به من حرامی، آمدم بنیاد شهید گفتم این جوری شده اگر کاری می توانید برام پدا کنید بگویید. پرس و جو کردند، گفتند زندان یک زندان بان می خواهند. گفتم خدایا من و زندانبانی؟! چاره ای نبود قبول کردم. 
آن جا همکارم شروع شد، خیلی ها نمازخوان شدند.



طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: داستان زیبا، مادر شهید، شهدا، حضرت عباس، زندان بان،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 اسفند 1390 توسط مسعود کرمانشاهی
استاد «قرائتی» می‌گوید: 
«در مراسم حج دیدم یك سودانی، پیرمردی ایرانی را كه خسته و ناتوان شده بود، به دوش گرفته تا به مقصد برساند. به او گفتم: به چه انگیزه‌ای یك ایرانی را به دوش گرفته‌ای؟ 
گفت: بخاطرعشق به خمینی




طبقه بندی: پیامی از نور،
برچسب ها: عشق، خمینی، حج، سودانی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط مسعود کرمانشاهی



طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: شهید، روسیاهم، شرمگینم،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط مسعود کرمانشاهی
(تعداد کل صفحات:5) 1 2 3 4 5

قالب وبلاگ
دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی